دادخواست تجدید نظر خواهی | صفر تا صد مراحل و نکات حقوقی

دادخواست تجدید نظر خواهی | صفر تا صد مراحل و نکات حقوقی

دادخواست تجدید نظر خواهی

دادخواست تجدید نظر خواهی، ابزاری حیاتی در نظام حقوقی ایران است که به اشخاص این امکان را می دهد تا نسبت به آرای صادره از دادگاه های بدوی که به اعتقادشان واجد ایراد قانونی یا ماهوی است، اعتراض کرده و از دادگاه های تجدیدنظر درخواست رسیدگی مجدد و اصلاح رأی را بنمایند. این فرآیند فرصتی برای بازبینی دقیق پرونده و جلوگیری از تضییع حقوق فراهم می آورد.

در نظام دادرسی حقوقی هر کشوری، تضمین عدالت و امکان اعتراض به احکام قضایی از ارکان اساسی محسوب می شود. تجدیدنظرخواهی، به عنوان یکی از مهم ترین راه های عادی اعتراض به آراء، نقش کلیدی در تحقق این مهم ایفا می کند. این حق به محکوم علیه یا هر ذی نفع قانونی این امکان را می دهد تا در صورت بروز خطا در مراحل دادرسی بدوی یا عدم اقناع از رأی صادره، از مرجع قضایی بالاتر (دادگاه تجدیدنظر) درخواست رسیدگی مجدد نماید. این فرآیند پیچیدگی های خاص خود را دارد و نیازمند آشنایی با قوانین و رویه های قضایی است. هدف از این مقاله، ارائه یک راهنمای جامع و کاربردی برای درک، تنظیم و پیگیری دادخواست تجدیدنظرخواهی است تا مخاطبان، اعم از عموم مردم، دانشجویان حقوق و وکلای جوان، با آگاهی کامل در این مسیر گام بردارند و شانس موفقیت خود را در دفاع از حقوق خود افزایش دهند.

تجدیدنظرخواهی چیست و چه تفاوتی با سایر روش های اعتراض دارد؟

تجدیدنظرخواهی یا استیناف، از جمله روش های عادی و مهم اعتراض به آرای دادگاه های بدوی است که به طرفین دعوا اجازه می دهد تا نسبت به احکام و قرارهای صادره از سوی دادگاه نخستین، در مراجع قضایی بالاتر درخواست رسیدگی مجدد نمایند. این فرآیند با هدف بازبینی پرونده، رفع اشتباهات احتمالی و تضمین اجرای عدالت صورت می پذیرد.

تعریف تجدیدنظرخواهی (استیناف)

تجدیدنظرخواهی به معنای درخواست بازبینی و ارزیابی مجدد یک رأی قضایی است که توسط دادگاه بدوی صادر شده است. این حق در فصول هفتم و هشتم از باب پنجم قانون آیین دادرسی مدنی جمهوری اسلامی ایران، مواد ۳۳۰ تا ۳۶۵، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. هدف اصلی تجدیدنظرخواهی، فراهم آوردن فرصتی برای محکوم علیه است تا با ارائه دلایل و مستندات جدید یا استدلال های قانونی متفاوت، به رأی صادره اعتراض کرده و امیدوار باشد که دادگاه تجدیدنظر با نقض یا اصلاح رأی بدوی، حکمی عادلانه تر صادر کند. این مرحله از دادرسی، تضمینی برای صحت و اتقان آرای قضایی محسوب می شود.

تفاوت با واخواهی

واخواهی نیز یکی از راه های اعتراض به رأی دادگاه است، اما تفاوت اساسی آن با تجدیدنظرخواهی در نوع رأی مورد اعتراض و شرایط آن نهفته است. واخواهی صرفاً نسبت به آرای غیابی صادره از دادگاه بدوی قابل طرح است. هنگامی که خوانده در جلسه دادرسی حاضر نباشد و لایحه ای نیز نفرستاده باشد و ابلاغ نیز واقعی نباشد، رأی صادره به صورت غیابی خواهد بود. در چنین حالتی، خوانده می تواند ظرف مهلت مقرر (معمولاً ۲۰ روز برای مقیمین ایران و دو ماه برای مقیمین خارج از کشور) از تاریخ ابلاغ واقعی رأی غیابی، درخواست واخواهی نماید تا دادگاه صادرکننده رأی غیابی مجدداً به پرونده رسیدگی کند. بنابراین، واخواهی قبل از قطعیت رأی و در همان دادگاه صادرکننده رأی غیابی انجام می شود، در حالی که تجدیدنظرخواهی نسبت به آرای حضوری یا غیابی قطعی شده در مرحله بدوی و در دادگاه بالاتر صورت می گیرد.

تفاوت با فرجام خواهی

فرجام خواهی یکی دیگر از طرق اعتراض به آراء قضایی است، اما ماهیت آن با تجدیدنظرخواهی کاملاً متفاوت است. فرجام خواهی به معنای درخواست رسیدگی به پرونده در دیوان عالی کشور است. دیوان عالی کشور برخلاف دادگاه تجدیدنظر، به ماهیت دعوا (یعنی بررسی مجدد دلایل و مستندات) ورود نمی کند، بلکه تنها به رعایت قواعد شکلی و ماهوی قانون در صدور رأی توسط دادگاه های پایین تر می پردازد. به عبارت دیگر، دیوان عالی کشور صرفاً بررسی می کند که آیا دادگاه صادرکننده رأی (اعم از بدوی یا تجدیدنظر) مقررات قانونی را به درستی اجرا کرده است یا خیر. فرجام خواهی معمولاً نسبت به آرای قطعی صادره از دادگاه های تجدیدنظر یا برخی آرای خاص دیگر که قانوناً قابل فرجام هستند، صورت می گیرد و هدف آن یکپارچه سازی رویه قضایی و تضمین حسن اجرای قوانین است. بنابراین، تجدیدنظرخواهی به بازبینی ماهوی و شکلی رأی می پردازد، در حالی که فرجام خواهی فقط به تطابق رأی با قانون نظارت دارد.

موارد قابل تجدیدنظرخواهی: کدام آراء دادگاه بدوی قابل اعتراض هستند؟

یکی از مهم ترین بخش های تجدیدنظرخواهی، شناخت صحیح آرایی است که قانوناً قابلیت اعتراض در مرحله تجدیدنظر را دارند. عدم آگاهی از این موارد می تواند منجر به رد دادخواست تجدیدنظرخواهی و تضییع وقت و هزینه شود. قانون آیین دادرسی مدنی به صراحت احکام و قرارهای قابل تجدیدنظر را مشخص کرده است.

احکام قابل تجدیدنظر (ماده ۳۳۱ ق.آ.د.م)

مطابق ماده ۳۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی، احکام صادره از دادگاه های عمومی و انقلاب در امور حقوقی در موارد زیر قابل درخواست تجدیدنظر هستند:

  1. دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون (۳/۰۰۰/۰۰۰) ریال متجاوز باشد: این نصاب برای دعاوی مالی تعیین شده است. به این معنا که اگر خواسته مالی باشد و ارزش آن کمتر از سه میلیون ریال باشد، حکم صادره از دادگاه بدوی قطعی تلقی شده و قابل تجدیدنظرخواهی نیست. لازم به ذکر است که این نصاب ممکن است با تغییرات قانونی دستخوش تغییر شود، لذا همواره باید آخرین اصلاحات قانونی مورد توجه قرار گیرد.
  2. کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی: احکام صادر شده در دعاوی غیرمالی، بدون توجه به ارزش ریالی، همواره قابل تجدیدنظرخواهی هستند. مثال هایی از دعاوی غیرمالی شامل دعوای حضانت فرزند، طلاق، اثبات نسب و ابطال سند نکاح می شود.
  3. حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد: متفرعات دعوا شامل مواردی مانند خسارات دادرسی (هزینه دادرسی، حق الوکاله وکیل)، دستور موقت و سایر درخواست های تبعی است. اگر اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد، حکم مربوط به متفرعات آن نیز قابل تجدیدنظر خواهد بود، حتی اگر خود متفرعات به تنهایی ارزش نصاب قانونی برای تجدیدنظر را نداشته باشند.

استثنائات مهم (تبصره ماده ۳۳۱): احکام مستند به اقرار در دادگاه یا مستند به رأی یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتباً رأی آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند، قابل درخواست تجدیدنظر نیستند. مگر اینکه اعتراض صرفاً در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادرکننده رأی باشد. این تبصره اهمیت رضایت و توافق طرفین را بر رأی کارشناس یا اقرار صریح در دادگاه برجسته می کند.

قرارهای قابل تجدیدنظر (ماده ۳۳۲ ق.آ.د.م)

بر اساس ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای زیر قابل تجدیدنظر هستند، مشروط بر آن که حکم راجع به اصل دعوا نیز قابل درخواست تجدیدنظر باشد:

  1. قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شود: این قرارها زمانی صادر می شوند که دادخواست به دلایلی مانند نقص در فرم دادخواست، عدم پرداخت هزینه دادرسی یا عدم رعایت تشریفات قانونی، توسط دادگاه ابطال یا رد شود.
  2. قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا: این قرارها در صورتی صادر می شوند که دادگاه به دلایل شکلی یا ماهوی، وارد رسیدگی به اصل دعوا نشود. مثلاً اگر دعوا پیش از موعد مقرر قانونی مطرح شده باشد یا شخص سمت قانونی برای اقامه دعوا را نداشته باشد.
  3. قرار سقوط دعوا: این قرار زمانی صادر می شود که یکی از شرایط اساسی برای ادامه رسیدگی به دعوا از بین رفته باشد، مانند فوت یکی از طرفین در دعاوی قائم به شخص یا انصراف خواهان از دعوا.
  4. قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا: اگر دادگاه تشخیص دهد که یکی از طرفین دعوا اهلیت قانونی برای اقامه دعوا یا دفاع را ندارد (مانند مجنون بودن یا صغیر بودن)، قرار عدم اهلیت صادر می کند.

همانطور که مشاهده می شود، شرط کلی برای قابل تجدیدنظر بودن این قرارها این است که حکم راجع به اصل دعوا نیز باید قابل تجدیدنظر باشد. این موضوع نشان دهنده ارتباط تنگاتنگ قرارها با اصل دعوا است.

چه کسانی حق تجدیدنظرخواهی دارند؟ (ماده ۳۳۵ ق.آ.د.م)

شناخت اشخاصی که قانوناً حق درخواست تجدیدنظر از آراء صادره را دارند، از اصول اولیه و بنیادین در فرآیند تجدیدنظرخواهی است. ماده ۳۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی به صراحت این افراد را مشخص کرده است:

  • طرفین دعوا: اصلی ترین ذی نفعان هر پرونده حقوقی، خواهان و خوانده هستند. هر یک از این طرفین، در صورتی که رأی صادره به ضرر آن ها باشد، حق تجدیدنظرخواهی دارند. منظور از به ضررشان باشد صرفاً محکومیت مالی نیست، بلکه هر حکمی که بر خلاف خواسته یا دفاعیات آن ها صادر شده باشد، شامل این موضوع می شود.
  • وکلا و یا نمایندگان قانونی آن ها: وکلایی که با ارائه وکالتنامه معتبر از طرفین دعوا وکالت دارند و همچنین نمایندگان قانونی مانند ولی (پدر و جد پدری)، قیم (برای محجورین) یا مدیر شرکت (برای شرکت های حقوقی)، در حدود اختیارات قانونی خود می توانند به جای موکل یا موکل علیه خود، اقدام به تجدیدنظرخواهی نمایند. ضروری است که سمت قانونی این اشخاص به درستی اثبات و مدارک مربوطه پیوست دادخواست شود.
  • مقامات مندرج در تبصره (۱) ماده (۳۲۶) در حدود وظایف قانونی خود: این مقامات شامل دادستان کل کشور و رئیس قوه قضائیه هستند که در موارد خاص و جهت حفظ حقوق عمومی و جلوگیری از تضییع عدالت، می توانند نسبت به برخی آراء اقدام به درخواست تجدیدنظر نمایند. البته این موارد جنبه استثنائی و خاص داشته و بیشتر در حوزه های عمومی و مرتبط با نظم عمومی کاربرد دارد.

این تقسیم بندی نشان می دهد که حق تجدیدنظرخواهی از حقوق بنیادی است که به طور مستقیم به طرفین دعوا و به طور غیرمستقیم به نمایندگان قانونی و در موارد خاص به مقامات عالی قضایی تعلق می گیرد تا از صحت و عدالت احکام قضایی اطمینان حاصل شود.

زمانبندی حیاتی: مهلت تجدیدنظرخواهی چقدر است و از چه زمانی شروع می شود؟

رعایت مهلت های قانونی در فرآیند دادرسی، به ویژه در مرحله تجدیدنظرخواهی، از اهمیت حیاتی برخوردار است. عدم تقدیم دادخواست در مهلت مقرر می تواند منجر به از دست رفتن حق اعتراض و قطعی شدن رأی بدوی شود. قانون آیین دادرسی مدنی این مهلت ها و نحوه محاسبه آن ها را به دقت تعیین کرده است.

مهلت قانونی (ماده ۳۳۶ ق.آ.د.م)

مطابق ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی:

  • برای اشخاص مقیم ایران: مهلت درخواست تجدیدنظر بیست روز از تاریخ ابلاغ رأی یا انقضای مدت واخواهی است.
  • برای اشخاص مقیم خارج از کشور: مهلت درخواست تجدیدنظر دو ماه از تاریخ ابلاغ رأی یا انقضای مدت واخواهی است.

این تفاوت در مهلت، به دلیل ملاحظه شرایط خاص اشخاص مقیم خارج از کشور و محدودیت های ارتباطی و اداری آن ها در نظر گرفته شده است.

شروع مهلت و نحوه محاسبه

شروع مهلت تجدیدنظرخواهی از تاریخ ابلاغ واقعی رأی به طرفین دعوا است. در صورتی که رأی به صورت غیابی صادر شده باشد و امکان واخواهی وجود داشته باشد، مهلت تجدیدنظرخواهی پس از انقضای مدت واخواهی و یا از تاریخ ابلاغ رأی واخواهی آغاز می شود.

اهمیت تاریخ ابلاغ: تاریخ ابلاغ رأی، نقطه شروع محاسبه مهلت است و باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. ابلاغ می تواند به صورت واقعی (تحویل مستقیم به مخاطب) یا قانونی (طبق تشریفات قانونی در فرض عدم دسترسی به مخاطب) صورت گیرد. اما برای شروع مهلت ها، ابلاغ واقعی از اهمیت بیشتری برخوردار است. تاریخ ابلاغ رأی توسط مأمور ابلاغ در برگه ابلاغیه ثبت می شود.

نحوه محاسبه مهلت: در محاسبه مهلت ها، روز ابلاغ و روز اقدام (یعنی روز تقدیم دادخواست) جزء مهلت محسوب نمی شوند. به عنوان مثال، اگر رأی در تاریخ ۱ مهر ابلاغ شود، اولین روز محاسبه مهلت، ۲ مهر خواهد بود و آخرین روز بیستمین روز از این بازه است. اگر آخرین روز مهلت مصادف با تعطیلی رسمی باشد، روز بعد از تعطیلی که اولین روز کاری محسوب می شود، پایان مهلت خواهد بود.

تمدید مهلت در شرایط خاص (ماده ۳۳۷ و ۳۳۸ ق.آ.د.م)

قانونگذار در برخی شرایط خاص، برای جلوگیری از تضییع حقوق اشخاص، امکان تمدید یا شروع مجدد مهلت تجدیدنظرخواهی را پیش بینی کرده است:

  1. فوت، حجر یا ورشکستگی: اگر یکی از کسانی که حق تجدیدنظرخواهی دارد، قبل از انقضای مهلت تجدیدنظر فوت، محجور یا ورشکسته شود، مهلت جدید از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به مدیر تصفیه (در مورد ورشکسته)، قیم (در مورد محجور) و یا وارث یا قائم مقام قانونی وارث شروع می شود (ماده ۳۳۷).
  2. زوال سمت نمایندگی: اگر سمت یکی از نمایندگان قانونی (مانند ولی، قیم، وصی یا وکیل) قبل از انقضای مدت تجدیدنظرخواهی از بین برود، مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به شخص جدیدی که به آن سمت تعیین می شود، آغاز خواهد شد. اگر زوال سمت به دلیل رفع حجر باشد، مهلت تجدیدنظرخواهی از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به خود شخصی که رفع حجر شده است، شروع می گردد (ماده ۳۳۸).

این مقررات نشان دهنده انعطاف پذیری قانون در مواجهه با وقایع غیرقابل پیش بینی است که ممکن است مانع از اعمال حق تجدیدنظرخواهی شوند.

تقدیم دادخواست خارج از مهلت (ماده ۳۴۰ ق.آ.د.م)

در صورتی که دادخواست تجدیدنظر در مهلت مقرر قانونی تقدیم نشده باشد، متقاضی تجدیدنظر می تواند با ارائه دلیل و بیان عذر موجه خود، تقاضای تجدیدنظر را به دادگاه صادرکننده رأی تقدیم کند. دادگاه در این حالت مکلف است ابتدا به عذر عنوان شده رسیدگی کرده و در صورت وجود عذر موجه، نسبت به پذیرش دادخواست تجدیدنظر تصمیم گیری نماید (ماده ۳۴۰). جهات عذر موجه همان مواردی است که در ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی ذکر شده است، از قبیل حوادث قهری یا بیماری که مانع از حضور در دادگاه یا تقدیم دادخواست شود.

نحوه تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی: گام به گام تا ثبت الکترونیکی

فرآیند تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی، دارای تشریفات و مراحل مشخصی است که رعایت آن ها برای پذیرش دادخواست ضروری است. با گسترش فناوری، بخش عمده ای از این فرآیند به صورت الکترونیکی انجام می شود.

مرجع تقدیم (ماده ۳۳۹ ق.آ.د.م)

متقاضی تجدیدنظر باید دادخواست خود را ظرف مهلت مقرر به یکی از مراجع زیر تسلیم نماید (ماده ۳۳۹ قانون آیین دادرسی مدنی):

  • دفتر دادگاه صادرکننده رأی بدوی: متداول ترین مرجع برای تقدیم دادخواست تجدیدنظر، دفتر دادگاهی است که رأی بدوی را صادر کرده است.
  • دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان: این امکان نیز وجود دارد که دادخواست مستقیماً به دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان (مرجع بالاتر) تقدیم شود.
  • دفتر بازداشتگاه (در صورت توقیف تجدیدنظرخواه): اگر تجدیدنظرخواه در بازداشت باشد، می تواند دادخواست خود را به دفتر بازداشتگاهی که در آن توقیف است، تسلیم کند.

هر یک از این مراجع پس از وصول دادخواست، آن را ثبت کرده و رسیدی حاوی مشخصات متقاضی، تاریخ تسلیم و شماره ثبت به تقدیم کننده می دهند. تاریخ ثبت دادخواست در هر یک از این مراجع، تاریخ تجدیدنظرخواهی محسوب می شود.

نقش دفاتر خدمات الکترونیک قضایی

در حال حاضر، بخش عمده ای از فرآیند تقدیم دادخواست های قضایی، از جمله دادخواست تجدیدنظرخواهی، از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی انجام می شود. متقاضیان باید با مراجعه به این دفاتر و ارائه مدارک و اطلاعات لازم، دادخواست خود را به صورت الکترونیکی ثبت نمایند. این دفاتر وظیفه دارند تا دادخواست های تکمیل شده را به صورت الکترونیکی به دادگاه صالح (در این مورد، دادگاه صادرکننده رأی بدوی که سپس به دادگاه تجدیدنظر ارسال می شود) ارسال کنند. این روش، سرعت و دقت فرآیند را افزایش داده و از مراجعات مکرر به مراجع قضایی می کاهد.

تکمیل فرم دادخواست و هزینه دادرسی

تکمیل فرم دادخواست: فرم دادخواست تجدیدنظرخواهی دارای بخش های مشخصی برای درج اطلاعات است که باید به دقت و با توجه به نکات قانونی تکمیل شود. این اطلاعات شامل مشخصات طرفین، مشخصات رأی مورد اعتراض، دادگاه صادرکننده رأی، تاریخ ابلاغ و مهم تر از همه، دلایل تجدیدنظرخواهی (که معمولاً در قالب لایحه جداگانه پیوست می شود) است. هرگونه نقص در تکمیل فرم یا ارائه اطلاعات نادرست می تواند منجر به رد دادخواست شود.

هزینه دادرسی: تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی مستلزم پرداخت هزینه دادرسی است که مبلغ آن بر اساس تعرفه های مصوب قوه قضائیه تعیین می شود. این هزینه معمولاً در همان دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و به صورت الکترونیکی پرداخت می گردد. عدم پرداخت هزینه دادرسی یا پرداخت ناکافی آن، از جمله مواردی است که می تواند موجب رد دادخواست شود، مگر آنکه متقاضی اعسار خود را از پرداخت هزینه دادرسی اثبات نماید.

رعایت دقیق مهلت های قانونی و تشریفات مربوط به تقدیم دادخواست، اساس پذیرش اعتراض و ورود به مرحله رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر است.

اجزای دادخواست تجدیدنظرخواهی: چه مواردی حتماً باید ذکر شود؟ (ماده ۳۴۱ ق.آ.د.م)

برای اینکه یک دادخواست تجدیدنظرخواهی از لحاظ شکلی مورد پذیرش قرار گیرد و به جریان بیفتد، باید حاوی اطلاعات و جزئیات مشخصی باشد. ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی به تفصیل این موارد را برشمرده است:

  1. نام، نام خانوادگی، اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد: لازم است مشخصات کامل فردی که درخواست تجدیدنظر را مطرح می کند (تجدیدنظرخواه) و همچنین مشخصات وکیل او (در صورت وجود) به دقت درج شود. اقامتگاه برای ابلاغ اوراق قضایی ضروری است.
  2. نام، نام خانوادگی، اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظرخوانده: مشخصات کامل طرف مقابل در پرونده تجدیدنظر (تجدیدنظرخوانده) نیز باید ذکر شود تا امکان ابلاغ دادخواست و ضمائم به وی فراهم آید.
  3. حکم یا قراری که از آن درخواست تجدیدنظر شده است: باید به طور مشخص و واضح، رأی مورد اعتراض (اعم از حکم یا قرار) با ذکر شماره و تاریخ دقیق آن قید شود. این امر برای شناسایی صحیح پرونده در دادگاه تجدیدنظر اهمیت دارد.
  4. دادگاه صادرکننده رأی: ذکر نام و شعبه دقیق دادگاهی که رأی بدوی را صادر کرده است، ضروری است.
  5. تاریخ ابلاغ رأی: این تاریخ برای بررسی رعایت مهلت قانونی تجدیدنظرخواهی توسط دادگاه بسیار مهم است.
  6. دلایل تجدیدنظرخواهی: این بخش، قلب دادخواست تجدیدنظرخواهی است که در آن، متقاضی باید به صورت مختصر به جهاتی که به اعتقاد وی رأی صادره نادرست است، اشاره کند. البته تشریح و استدلال تفصیلی این دلایل معمولاً در قالب لایحه تجدیدنظرخواهی که پیوست دادخواست می شود، ارائه می گردد.
  7. خواسته: در این قسمت باید به صراحت آنچه از دادگاه تجدیدنظر خواسته می شود، مانند نقض رأی صادره و صدور رأی مقتضی یا اصلاح رأی صادره ذکر شود.

ضمائم دادخواست (ماده ۳۴۲ ق.آ.د.م)

علاوه بر موارد فوق، دادخواست تجدیدنظر باید دارای ضمائم مشخصی نیز باشد (ماده ۳۴۲ قانون آیین دادرسی مدنی):

  • رونوشت دادنامه بدوی: ارائه رونوشت یا تصویر مصدق دادنامه صادر شده از دادگاه بدوی که مورد اعتراض است، ضروری و از مهم ترین ضمائم است.
  • رونوشت یا تصویر سند اثبات کننده سمت (در صورت نمایندگی): اگر تجدیدنظرخواه به نمایندگی از شخص دیگری اقدام می کند (مثلاً وکیل، ولی، قیم)، باید سند یا مدارک اثبات کننده سمت خود (مانند وکالتنامه، قیم نامه) را پیوست دادخواست نماید.
  • هرگونه مدارک و مستندات جدید و مرتبط که بتواند در نقض رأی مؤثر باشد: اگر تجدیدنظرخواه مدارک جدیدی در اختیار دارد که در مرحله بدوی ارائه نشده یا کشف شده است و می تواند در نقض رأی مؤثر باشد، باید آن ها را نیز ضمیمه دادخواست کند. این اسناد باید با دلایل تجدیدنظرخواهی ارتباط مستقیم داشته باشند.

تعداد نسخ

دادخواست تجدیدنظر و برگ های پیوست آن باید در دو نسخه و در صورت متعدد بودن طرف، به تعداد آن ها به علاوه یک نسخه تهیه و تسلیم شود. یک نسخه برای دادگاه، یک نسخه برای ابلاغ به تجدیدنظرخوانده و نسخه های اضافی نیز برای ابلاغ به هر یک از تجدیدنظرخواندگان متعدد مورد نیاز است.

لایحه تجدیدنظرخواهی: قلب اعتراض شما برای دادگاه

در حالی که دادخواست تجدیدنظرخواهی جنبه شکلی و تشریفاتی برای آغاز فرآیند را دارد، این لایحه تجدیدنظرخواهی است که جوهر اعتراض شما را تشکیل می دهد و فرصت اصلی برای ارائه استدلال های حقوقی و دلایل نقض رأی بدوی را فراهم می آورد. دادگاه تجدیدنظر عمدتاً بر اساس مطالعه این لایحه و مدارک پرونده به موضوع رسیدگی می کند.

اهمیت لایحه

لایحه تجدیدنظرخواهی مهم ترین سند دفاعی در مرحله تجدیدنظر است، زیرا:

  • رسیدگی غیرحضوری: اغلب اوقات، رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر به صورت غیرحضوری و صرفاً بر اساس اوراق و محتویات پرونده، به ویژه لایحه تقدیمی طرفین، انجام می شود. بنابراین، کیفیت و جامعیت لایحه می تواند تأثیر بسزایی در تصمیم دادگاه داشته باشد.
  • فرصت استدلال حقوقی: لایحه، بهترین و کامل ترین فرصت برای تجدیدنظرخواه است تا ایرادات حقوقی، شکلی و ماهوی رأی بدوی را به تفصیل بیان کرده، به مواد قانونی استناد کند و استدلال های خود را به صورت منطقی و مستدل ارائه دهد.
  • ارائه مدارک: ضمن لایحه، می توان به مدارک و مستندات جدید یا مدارکی که در مرحله بدوی مورد بی توجهی قرار گرفته اند، ارجاع داد و اهمیت آن ها را تبیین کرد.

جهات (دلایل) درخواست تجدیدنظر (ماده ۳۴۸ ق.آ.د.م)

ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی جهات قانونی درخواست تجدیدنظر را مشخص کرده است. تجدیدنظرخواه باید استدلال های خود را بر پایه یکی یا ترکیبی از این جهات بنا کند:

  1. ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه: این بند شامل مواردی است که تجدیدنظرخواه مدعی است مدارک و مستنداتی که دادگاه بدوی بر اساس آن ها رأی صادر کرده، معتبر نبوده یا دارای ایراداتی مانند جعلی بودن سند، شهادت کذب یا بطلان اسناد است. به عنوان مثال، اگر حکمی بر پایه سند عادی صادر شده باشد و تجدیدنظرخواه ادعا کند که امضای ذیل سند متعلق به او نیست و سند مجعول است، این ادعا می تواند از جهات تجدیدنظرخواهی باشد.
  2. ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود: اگر دادگاه بدوی بر اساس شهادت شهود رأی صادر کرده باشد و تجدیدنظرخواه معتقد باشد که شهود فاقد شرایط قانونی شهادت (مانند بلوغ، عقل، عدم نفع شخصی در دعوا، عدم فسق) بوده اند، می تواند به این جهت استناد کند.
  3. ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی: این یکی از متداول ترین جهات تجدیدنظرخواهی است. تجدیدنظرخواه مدعی است که دادگاه بدوی به یکی از دلایل، مدارک، مستندات یا استدلال های حقوقی او (که در مرحله بدوی ارائه شده بود) توجه نکرده یا آن ها را به درستی مورد بررسی قرار نداده است. مثلاً اگر خواهان به یک قرارداد کتبی استناد کرده باشد و دادگاه بدون بررسی این سند، حکم به رد دعوا صادر کند.
  4. ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رأی: اگر تجدیدنظرخواه معتقد باشد که دادگاه بدوی صلاحیت رسیدگی به پرونده را نداشته (صلاحیت ذاتی یا محلی) یا قاضی صادرکننده رأی فاقد صلاحیت قانونی بوده است، می تواند به این جهت اعتراض کند.
  5. ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی و یا مقررات قانونی: این بند به مواردی اشاره دارد که رأی صادره، با اصول کلی شرع، فتاوی معتبر یا مواد قانونی مربوط به ماهیت دعوا در تضاد است. این می تواند شامل تفسیر اشتباه از یک ماده قانونی، اعمال نادرست قانون بر وقایع پرونده یا عدم رعایت اصول کلی حقوقی باشد. به عنوان مثال، اگر دادگاه بدوی بر خلاف یک ماده قانونی صریح، حکم صادر کرده باشد.

تبصره مهم: حتی اگر درخواست تجدیدنظر صرفاً به استناد یکی از جهات فوق به عمل آمده باشد، در صورت وجود جهات دیگر، مرجع تجدیدنظر به آن جهت نیز رسیدگی می نماید. این تبصره به دادگاه تجدیدنظر اجازه می دهد تا برای تضمین عدالت، فراتر از دلایل صرفاً ذکر شده در لایحه، به کلیه ابعاد قانونی پرونده توجه کند.

نکات کلیدی برای نگارش یک لایحه تجدیدنظرخواهی قوی و مؤثر

نگارش لایحه تجدیدنظرخواهی نیازمند مهارت و دقت بالایی است. رعایت نکات زیر به افزایش اثربخشی لایحه کمک می کند:

  • ساختار منظم و منطقی: لایحه باید دارای مقدمه (معرفی پرونده و رأی مورد اعتراض)، بخش اصلی (بیان دلایل اعتراض و استدلال های حقوقی به تفکیک جهات ماده ۳۴۸) و نتیجه گیری (خواسته نهایی) باشد.
  • استدلال حقوقی مستند و قوی: تمام ادعاها باید با استناد به مواد قانونی مربوطه، نظریه های حقوقی معتبر و حتی رویه قضایی (در صورت وجود) پشتیبانی شوند. صرف ادعا بدون پشتوانه حقوقی، ارزش کمی دارد.
  • پرهیز از احساسات و حاشیه پردازی: لایحه باید کاملاً حرفه ای، حقوقی و عاری از هرگونه بیان احساسی یا خارج از موضوع باشد. تمرکز باید بر حقایق، قوانین و استدلال های منطقی باشد.
  • ارجاع دقیق به مواد قانونی و مستندات پرونده: هنگام اشاره به مواد قانونی، شماره دقیق ماده و نام قانون (مثلاً ماده ۳۴۸ ق.آ.د.م) و هنگام ارجاع به مدارک پرونده، شماره صفحه یا تاریخ آن مدرک باید ذکر شود.
  • وضوح و اختصار در عین جامعیت: لایحه باید مختصر، روشن و قابل فهم باشد، اما در عین حال تمامی نکات مهم و دلایل اعتراض را به طور کامل پوشش دهد. از اطناب کلام و تکرار مکررات پرهیز شود.
  • خواسته نهایی مشخص: در پایان لایحه، باید خواسته نهایی از دادگاه تجدیدنظر به صراحت و بدون ابهام بیان شود، مانند تقاضای نقض رأی بدوی و صدور رأی مقتضی.

نمونه کامل دادخواست و لایحه تجدیدنظرخواهی

برای درک بهتر نحوه تنظیم دادخواست و لایحه تجدیدنظرخواهی، ارائه یک نمونه عملی که شامل بخش های ضروری و نحوه بیان مطالب است، می تواند بسیار مفید باشد. لازم به ذکر است که این نمونه ها صرفاً جهت راهنمایی بوده و هر پرونده ای شرایط خاص خود را دارد که باید توسط متخصص حقوقی مورد بررسی قرار گیرد.

نمونه فرم دادخواست تجدیدنظرخواهی

عنوان: دادخواست تجدیدنظرخواهی

به: ریاست محترم دادگاه تجدیدنظر استان [نام استان]

مشخصات تجدیدنظرخواه تجدیدنظرخوانده
نام و نام خانوادگی [نام و نام خانوادگی تجدیدنظرخواه] [نام و نام خانوادگی تجدیدنظرخوانده]
نام پدر [نام پدر تجدیدنظرخواه] [نام پدر تجدیدنظرخوانده]
اقامتگاه [آدرس کامل تجدیدنظرخواه] [آدرس کامل تجدیدنظرخوانده]
شغل [شغل تجدیدنظرخواه] [شغل تجدیدنظرخوانده]
وکیل یا نماینده قانونی (در صورت وجود) [نام و نام خانوادگی وکیل/نماینده قانونی] [نام و نام خانوادگی وکیل/نماینده قانونی]

مشخصات رأی مورد اعتراض:

  • شماره دادنامه/قرار: [شماره دقیق دادنامه یا قرار بدوی]
  • تاریخ صدور رأی: [تاریخ صدور رأی بدوی]
  • دادگاه صادرکننده رأی: شعبه [شماره شعبه] دادگاه [عمومی/خانواده/انقلاب] شهرستان [نام شهرستان]
  • تاریخ ابلاغ رأی به اینجانب: [تاریخ دقیق ابلاغ واقعی رأی به تجدیدنظرخواه]

دلایل و جهات تجدیدنظرخواهی:

به پیوست لایحه تفصیلی تجدیدنظرخواهی تقدیم می گردد. خلاصه دلایل اعتراض، عدم توجه دادگاه بدوی به ادله ابرازی و مخالف بودن رأی با موازین قانونی و شرعی می باشد.

خواسته:

با عنایت به دلایل و جهات مشروحه در لایحه پیوستی، درخواست نقض دادنامه/قرار شماره [شماره دادنامه/قرار] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه] شهرستان [نام شهرستان] و صدور رأی مقتضی مطابق با موازین قانونی و شرعی مورد استدعاست.

ضمائم دادخواست:

  1. رونوشت مصدق دادنامه/قرار بدوی
  2. لایحه تجدیدنظرخواهی (۵ برگ)
  3. تصویر مصدق [سایر مدارک و مستندات جدید یا مورد بی توجهی] (مثلاً: قرارداد اجاره، گواهی کارشناسی، شهادت شهود)
  4. وکالتنامه وکیل (در صورت لزوم)

تاریخ: [تاریخ تقدیم دادخواست]

امضاء تجدیدنظرخواه/وکیل:

نمونه لایحه تفصیلی تجدیدنظرخواهی (سناریوی فرضی)

مخاطب: ریاست و مستشاران محترم شعبه [شماره شعبه] دادگاه تجدیدنظر استان [نام استان]

موضوع: لایحه اعتراضی و تجدیدنظرخواهی از دادنامه شماره [شماره دادنامه] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه عمومی حقوقی شهرستان [نام شهرستان] در پرونده کلاسه [شماره کلاسه پرونده]

با سلام و احترام،

در خصوص دادنامه شماره [شماره دادنامه] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه عمومی حقوقی شهرستان [نام شهرستان] که در تاریخ [تاریخ ابلاغ] به اینجانب [نام و نام خانوادگی تجدیدنظرخواه] ابلاغ گردیده، با توجه به دلایل و جهات قانونی مشروحه ذیل، مستنداً به ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی، مراتب اعتراض و درخواست رسیدگی مجدد و نقض دادنامه مذکور را به حضور عالی اعلام می دارم:

۱. شرح پرونده و اعتراضات شکلی/ماهوی

دادگاه بدوی در پرونده کلاسه [شماره کلاسه]، به خواسته [خواسته خواهان بدوی، مثلاً: مطالبه وجه چک/الزام به تنظیم سند رسمی] رسیدگی و در نهایت حکم به [نتیجه رأی بدوی، مثلاً: محکومیت اینجانب به پرداخت مبلغ…] صادر نموده است. اینجانب اعتراض خود را به شرح زیر و مستند به جهات قانونی تقدیم می دارم:

  1. ایراد به عدم توجه دادگاه بدوی به دلایل ابرازی (بند ج ماده ۳۴۸ ق.آ.د.م):

    اولاً، دادگاه محترم بدوی در صفحه [شماره صفحه] دادنامه، بدون توجه کافی به [دلیل مشخص، مثلاً: گواهی بانک مبنی بر عدم موجودی حساب صادرکننده چک] که در جلسه دادرسی مورخ [تاریخ جلسه] توسط اینجانب ارائه و ضمیمه پرونده گردیده بود، اقدام به صدور رأی نموده است. این گواهی به وضوح نشان می دهد که [شرح دلیل و تأثیر آن بر پرونده، مثلاً: چک مورد دعوا، در تاریخ سررسید بلامحل بوده و عدم تأمین خواسته توسط خوانده، موجبی برای عدم پرداخت از سوی اینجانب نبوده است]. عدم بررسی دقیق این مدرک کلیدی، منجر به نتیجه گیری نادرست در ماهیت دعوا شده است.

  2. ایراد به مخالف بودن رأی با مقررات قانونی (بند ه ماده ۳۴۸ ق.آ.د.م):

    ثانیاً، رأی صادره مغایر با ماده [شماره ماده] قانون [نام قانون، مثلاً: تجارت] می باشد. دادگاه محترم در صدور رأی، [شرح اشتباه دادگاه، مثلاً: بدون توجه به منقضی شدن مهلت های قانونی برای طرح دعوای حقوقی چک، حکم به محکومیت اینجانب صادر کرده است]. بر اساس ماده [شماره ماده] قانون [نام قانون]، [شرح کامل استدلال حقوقی، مثلاً: دارنده چک باید ظرف ۱۵ روز از تاریخ صدور، چک را برگشت زده و ظرف یک سال از تاریخ واخواست، اقامه دعوا نماید که در این پرونده هیچ یک از این شرایط رعایت نگردیده است]. لذا رأی صادره، فاقد وجاهت قانونی است.

  3. ایراد به عدم اعتبار مستندات دادگاه (بند الف ماده ۳۴۸ ق.آ.د.م):

    ثالثاً، دادگاه بدوی، مستند رأی خود را بر [مدارک مورد اعتراض، مثلاً: اظهارات شفاهی شاهد واحد و بدون سوگند] قرار داده است. در حالی که [شرح ایراد به مستند، مثلاً: این شاهد خود از ذینفعان پرونده بوده و اظهارات وی فاقد اعتبار شرعی و قانونی است، ضمن آنکه برای اثبات ادعای خواهان، شهادت حداقل دو شاهد عادل لازم است]. این موضوع خود به تنهایی موجب مخدوش شدن رأی صادره و نقض آن می گردد.

۲. درخواست نهایی

با عنایت به مراتب معروضه و مستندات ابرازی، از آن مقام محترم قضایی، تقاضای رسیدگی و نقض دادنامه شماره [شماره دادنامه] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه عمومی حقوقی شهرستان [نام شهرستان] و در نهایت صدور رأی مقتضی بر [خواسته، مثلاً: برائت اینجانب/رد دعوای خواهان بدوی] مورد استدعاست.

با تشکر و تجدید احترام

نام و نام خانوادگی تجدیدنظرخواه/وکیل:

امضاء:

تاریخ:

فرآیند رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر و سرنوشت رأی

پس از تقدیم دادخواست و لایحه تجدیدنظرخواهی، پرونده وارد مرحله جدیدی از رسیدگی می شود. دادگاه تجدیدنظر با بررسی دقیق اوراق، مستندات و لوایح طرفین، تصمیم نهایی را اتخاذ می کند که سرنوشت رأی بدوی را تعیین خواهد کرد.

نحوه رسیدگی

اصولاً رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر غیرحضوری است. به این معنا که طرفین دعوا معمولاً برای شرکت در جلسه دادرسی دعوت نمی شوند و دادگاه بر اساس محتویات پرونده، دادخواست و لوایح تقدیمی، به اضافه مدارک و مستندات موجود، اقدام به صدور رأی می کند. با این حال، در موارد استثنائی و در صورتی که دادگاه تشخیص دهد حضور طرفین برای توضیح برخی ابهامات یا ادله ضروری است، می تواند آن ها را به جلسه رسیدگی دعوت نماید.

پس از وصول پرونده از دادگاه بدوی و بررسی شکلی دادخواست تجدیدنظر (از حیث رعایت مهلت، پرداخت هزینه دادرسی و…)، دفتر دادگاه تجدیدنظر یک نسخه از دادخواست و لایحه تجدیدنظرخواه را به تجدیدنظرخوانده ابلاغ می کند تا وی نیز در صورت تمایل، لایحه دفاعیه خود را ظرف مهلت مقرر (معمولاً ۱۰ روز) به دادگاه تقدیم نماید. پس از تبادل لوایح و تکمیل پرونده، آن به یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر ارجاع می شود و اعضای شعبه (رئیس و مستشاران) پرونده را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند.

اختیارات دادگاه تجدیدنظر (ماده ۳۵۸ ق.آ.د.م)

ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی اختیارات دادگاه تجدیدنظر را به صراحت بیان می کند. دادگاه تجدیدنظر پس از بررسی پرونده، یکی از تصمیمات زیر را اتخاذ خواهد کرد:

  1. تأیید رأی بدوی: در صورتی که دادگاه تجدیدنظر، ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص ندهد و اعتراض وی را رد کند، رأی دادگاه بدوی را تأیید کرده و پرونده را جهت اجرای حکم قطعی به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد. در این حالت، رأی بدوی قطعی شده و قابلیت اجرا پیدا می کند.
  2. نقض رأی بدوی و صدور رأی مقتضی (اصلاح رأی): چنانچه دادگاه تجدیدنظر، ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد و ایراداتی به رأی بدوی وارد بداند، رأی دادگاه بدوی را نقض کرده و خود رأساً اقدام به صدور رأی جدید و مقتضی می نماید. این رأی جایگزین رأی بدوی شده و حکم نهایی پرونده را تشکیل می دهد. این حالت متداول ترین نتیجه پذیرش تجدیدنظرخواهی است.
  3. نقض رأی و ارجاع پرونده به دادگاه هم عرض (در موارد خاص): در برخی موارد استثنائی که دادگاه بدوی در جریان دادرسی مرتکب تخلفات شکلی فاحش شده باشد که امکان اصلاح آن در دادگاه تجدیدنظر وجود نداشته باشد (مثلاً عدم رسیدگی به برخی ادله مهم یا عدم صلاحیت ذاتی دادگاه بدوی)، دادگاه تجدیدنظر ممکن است رأی بدوی را نقض کرده و پرونده را برای رسیدگی مجدد به یکی از شعب هم عرض دادگاه بدوی ارجاع دهد.

آثار رأی دادگاه تجدیدنظر

رأی صادره از دادگاه تجدیدنظر قطعی است و به جز در موارد بسیار نادر و خاص که قانوناً قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور باشد (مثلاً در دعاوی مربوط به اصل نکاح و طلاق)، امکان اعتراض عادی دیگری به آن وجود ندارد. قطعی شدن رأی به معنای پایان یافتن مراحل دادرسی عادی و لازم الاجرا شدن حکم است. پس از قطعیت، پرونده به دادگاه بدوی بازگردانده می شود تا اقدامات لازم برای اجرای رأی قطعی انجام گیرد.

جمع بندی و توصیه نهایی: مشاوره با وکیل متخصص

دادخواست تجدید نظر خواهی، حقی بنیادین و ابزاری قدرتمند در نظام حقوقی ایران است که به اشخاص اجازه می دهد تا از آرای صادره از دادگاه های بدوی که به اعتقادشان واجد ایراد است، اعتراض کنند. همانطور که در این مقاله به تفصیل بیان شد، این فرآیند از تعریف و شرایط خاص خود، مهلت های حیاتی، تشریفات تقدیم دادخواست، اجزای ضروری دادخواست و لایحه و در نهایت نحوه رسیدگی و سرنوشت رأی در دادگاه تجدیدنظر تشکیل شده است.

درک صحیح از مواد قانونی مرتبط، به ویژه مواد قانون آیین دادرسی مدنی (از جمله مواد ۳۳۱، ۳۳۲، ۳۳۵، ۳۳۶، ۳۳۹، ۳۴۱، ۳۴۲، ۳۴۸ و ۳۵۸)، برای هر فردی که قصد اعتراض به رأی دادگاه را دارد، ضروری است. رعایت دقیق مهلت ها، تکمیل صحیح دادخواست، و مهم تر از همه، نگارش یک لایحه تجدیدنظرخواهی قوی، مستدل و مستند به قوانین و مقررات، می تواند نقش تعیین کننده ای در موفقیت شما در این مرحله از دادرسی ایفا کند.

پیچیدگی های حقوقی، ظرافت های شکلی و ماهوی پرونده ها و نیاز به استدلال حقوقی قوی در نگارش لایحه، همگی نشان دهنده اهمیت مشاوره و اخذ راهنمایی از وکیل متخصص و مجرب در امور حقوقی است. وکلای دادگستری با دانش و تجربه خود می توانند شما را در تمامی مراحل، از بررسی قابلیت تجدیدنظرخواهی رأی و تشخیص جهات اعتراض گرفته تا تنظیم دقیق دادخواست و لایحه و پیگیری پرونده در دادگاه تجدیدنظر، یاری رسانند و شانس موفقیت شما را به طور قابل توجهی افزایش دهند.

بنابراین، پیش از هرگونه اقدام، توصیه می شود برای اطمینان از حفظ حقوق خود و طی صحیح مراحل قانونی، با یک وکیل متخصص مشورت نمایید. برای دریافت مشاوره حقوقی تخصصی در زمینه تجدیدنظرخواهی و سایر امور قضایی، می توانید با کارشناسان ما تماس حاصل فرمایید.


قوانین مرتبط با تجدیدنظرخواهی از قانون آیین دادرسی مدنی

ماده ۳۳۰ – آراء دادگاههای عمومی و انقلاب در امور حقوقی قطعی است، مگر در مواردی که طبق قانون قابل درخواست تجدیدنظر باشد.

ماده ۳۳۱ – احکام زیر قابل درخواست تجدیدنظر می باشد:

  1. در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون (۳/۰۰۰/۰۰۰) ریال متجاوز باشد.
  2. کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی.
  3. حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.

تبصره – احکام مستند به اقرار در دادگاه یا مستند به رأی یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتباً رأی آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند قابل درخواست تجدیدنظر نیست مگر در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادر کننده رأی.

ماده ۳۳۲ – قرارهای زیر قابل تجدیدنظر است، در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل درخواست تجدیدنظر باشد:

  1. قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شود.
  2. قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا.
  3. قرار سقوط دعوا.
  4. قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.

ماده ۳۳۳ – در صورتی که طرفین دعوا با توافق کتبی حق تجدیدنظرخواهی خود را ساقط کرده باشند تجدیدنظرخواهی آنان مسموع نخواهد بود مگر در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادر کننده رأی.

ماده ۳۳۴ – مرجع تجدیدنظر آرای دادگاههای عمومی و انقلاب هر حوزه ای، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان می باشد.

ماده ۳۳۵ – اشخاص زیر حق درخواست تجدیدنظر دارند:

  1. طرفین دعوا یا وکلا و یا نمایندگان قانونی آنها.
  2. مقامات مندرج در تبصره (۱) ماده (۳۲۶) در حدود وظایف قانونی خود.

ماده ۳۳۶ – مهلت درخواست تجدیدنظر اصحاب دعوا، برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است.

ماده ۳۳۷ – هرگاه یکی از کسانی که حق تجدیدنظرخواهی دارند قبل از انقضاء مهلت تجدیدنظر ورشکسته یا محجور یا فوت شود، مهلت جدید از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار در مورد ورشکسته به مدیر تصفیه و در مورد محجور به قیم و در صورت فوت به وارث یا قائم مقام یا نماینده قانونی وارث شروع می شود.

ماده ۳۳۸ – اگر سمت یکی از اشخاصی که به عنوان نمایندگی از قبیل ولایت یا قیمومت و یا وصایت در دعوا دخالت داشته اند قبل از انقضای مدت تجدیدنظرخواهی زایل گردد، مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به کسی که به این سمت تعیین می شود، شروع خواهد شد و اگر زوال این سمت به واسطه رفع حجر باشد، مهلت تجدیدنظرخواهی از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به کسی که از وی رفع حجر شده است شروع می گردد.

ماده ۳۳۹ – متقاضی تجدیدنظر باید دادخواست خود را ظرف مهلت مقرر به دفتر دادگاه صادرکننده رأی یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است، تسلیم نماید.

هر یک از مراجع یادشده در بالا باید بلافاصله پس از وصول دادخواست آن را ثبت و رسیدی مشتمل بر نام متقاضی و طرف دعوا، تاریخ تسلیم، شماره ثبت و دادنامه به تقدیم کننده تسلیم و در روی کلیه برگهای دادخواست تجدیدنظر همان تاریخ را قید کند. این تاریخ، تاریخ تجدیدنظرخواهی محسوب می گردد.

تبصره ۱ – در صورتی که دادخواست به دفتر مرجع تجدیدنظر یا بازداشتگاه داده شود به شرح بالا اقدام و دادخواست را به دادگاه صادرکننده رأی ارسال می دارد.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر در مهلت قانونی تقدیم شده باشد، مدیر دفتر دادگاه بدوی پس از تکمیل آن، پرونده را ظرف دو روز به مرجع تجدیدنظر ارسال می دارد.

تبصره ۲ – در صورتی که دادخواست خارج از مهلت داده شود و یا در مهلت قانونی رفع نقص نگردد، به موجب قرار دادگاه صادرکننده رأی بدوی رد می شود.

این قرار ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ در مرجع تجدیدنظر قابل اعتراض است، رأی دادگاه تجدیدنظر قطعی است.

تبصره ۳ – دادگاه باید ذیل رأی خود، قابل تجدیدنظر بودن یا نبودن رأی و مرجع تجدیدنظر آن را معین نماید. این امر مانع از آن نخواهد بود که اگر رأی دادگاه قابل تجدیدنظر بوده و دادگاه آن را قطعی اعلام کند، هر یک از طرفین درخواست تجدیدنظر نماید.

ماده ۳۴۰ – در صورتی که در مهلت مقرر دادخواست تجدیدنظر به مراجع مذکور در ماده قبل تقدیم نشده باشد، متقاضی تجدیدنظر با دلیل و بیان عذر خود تقاضای تجدیدنظر را به دادگاه صادرکننده رأی تقدیم می نماید. دادگاه مکلف است ابتدا به عذر عنوان شده که به موجب عدم تقدیم دادخواست در مهلت مقرر بوده رسیدگی و در صورت وجود عذر موجه نسبت به پذیرش دادخواست تجدیدنظر اتخاذ تصمیم می نماید.

تبصره – جهات عذر موجه همان موارد مذکور در ذیل ماده (۳۰۶) می باشد.

ماده ۳۴۱ – در دادخواست باید نکات زیر قید شود:

  1. نام و نام خانوادگی و اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظر خواه و وکیل او در صورتی که دادخواست را وکیل داده باشد.
  2. نام و نام خانوادگی، اقامتگاه و سایر مشخصات تجدیدنظر خوانده.
  3. حکم یا قراری که از آن درخواست تجدیدنظر شده است.
  4. دادگاه صادرکننده رأی.
  5. تاریخ ابلاغ رأی.
  6. دلایل تجدیدنظرخواهی.

ماده ۳۴۸ – جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است:

  1. ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه.
  2. ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود.
  3. ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی.
  4. ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأی.
  5. ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی و یا مقررات قانونی.

تبصره – اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد در صورت وجود جهات دیگر، مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

ماده ۳۵۸ – چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رأی دادگاه بدوی را نقض و رأی مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تأیید رأی، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "دادخواست تجدید نظر خواهی | صفر تا صد مراحل و نکات حقوقی" هستید؟ با کلیک بر روی قوانین حقوقی، ممکن است در این موضوع، مطالب مرتبط دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "دادخواست تجدید نظر خواهی | صفر تا صد مراحل و نکات حقوقی"، کلیک کنید.